سال نو مبارک!!

"نقش خیالی"
کوچه باغ شعر من از عشق خالی مانده است
چشمه ی احساس من در خشکسالی مانده است
لحظه های ساکتم از رنگ و بوی گل تهی است
از بهار اینجا فقط گل های قالی مانده است
در هیاهوی غریبی های بی پایان ز من
سایه ی سرگشته ای در این حوالی مانده است
بی جهت می پرسی از من آن من گم کرده را
از تمام من همین نقش خیالی مانده است
قطره ای از آن زلال مهربانی ها کجاست؟
پشت دیوار عطش آشفته حالی مانده است
برگ و بار عمر تاراج خزان گشت و به دل
حسرتی از روزهای بی ملالی مانده است
=========
چشم بر طناب جاده ها آویخته
در انتظار کسی هستم
خواهد آمد اما…
سیاهی چشمم…
روشنای جاده را نخواهد دید…
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1:0 توسط : مریم جلائی